فهرست:

کارآفرین کیست؟

مقدمات ورود به بازار کسب و کار.

تقسیم بندی افراد شاغل.

مراحل کسب و کار.

ارزیابی ایده ی کسب و کار.

ویژگیهای کارآفرینان.

عوامل موثر در شکل گیری رفتار کارآفرینان.

تامین منابع مالی کسب و کار.

طرح کسب و کار.

آگاهی به مسائل مالیاتی و بیمه ای.

آشنایی با مفاهیم فروش و بازار یابی.


کارآفرین کیست؟

اقتصاد جهانی٬برپایه کسب و کارهای کوچک و متوسطی بنا شده است که حاصل فرایند کارآفرینی است.یک کار آفرین برای شروع یک کسب و کار٬ملزم به داشتن تمامی تخصص های مرتبط با کسب و کار نیست ولی با آگاهی از مفاهیم کارآفرینی٬می تواند با گامهای محکم تری وارد عرصه کارآفرینی شود.

کسانی که قصد ورود به بازار کسب و کار را دارند می بایست با الفبای کارآفرینی آشنا شوند تا بتوانند در میان انبوه کسب کارها به موفقیت دست یابند.اگر چشم انداز خود را ترسیم نمودیم و دانستیم که به کجا می خواهیم برویم٬آنگاه می توانیم ایده خود٬در مورد راه اندازی یک کسب و کار را عملی نماییم.

هنگام ورود به بازار کسب و کار٬باید با روش های راه اندازی یک کسب و کار آشنا باشیم و بدانیم که چه کاری را می بایست آغاز کنیم و انتخاب های دیگرمان چیست؟از آنجایی که به دنبال موفقیت هستیم٬پس باید بدانیم که چگونه می توان کارآفرین شد؟

کارآفرینی فرایندی است که طی آن٬فرد کارآفرین با ایده های نو و خلاق و شناسایی فرصت های جدید و بسیج منابع٬مبادرت به ایجاد کسب و کار و شرکت های نوآور می کند.کارآفرین کسی است که به انگیزه های مختلف و با داشتن یک هدف مشخص٬پس از شناسایی زمینه های مناسب و نوین تولید٬اقدام به ثروت آفرینی برای دیگران می کند.

کارآفرین فردی است که دارای ایده و فکر جدیدی است و از طریق ایجاد یک کسب و کار که توام با ریسک مالی و اجتماعی و حیثیتی است٬محصول و خدمت جدیدی را به بازار عرضه می کند.کارآفرین منتظر استخدام شدن نیست٬بلکه خود استخدام کننده است.او ممکن است سرمایه دار یا کارگر نباشد٬اما از سرمایه و نیروی کار به خوبی استفاده می کند.او به ارزشهای خاصی پای بند است٬لذا صداقت٬اعتماد٬از خود گذشتگی و نوع دوستی٬جزء خصوصیات اخلاقی وی است.

مقدمات ورود به بازار کسب و کار:

قبل از ورود به بازارکسب و کار٬باید نقشه راه خود را ترسیم کنیم.ما برای شروع هر کاری به نقشه نیاز داریم وکسب و کار نیز از این قاعده مستثنی نیست.باید یک طرح کسب  و کار خوب و جامع تهیه کنیم تا هم خود و هم دیگران٬بدانیم که می خواهیم چه چیزی را٬چگونه٬وبرای چه کسی تولید کنیم.برای موفقیت در بازار کسب و کار٬باید با قوانین کسب و کار آشنایی داشته باشید.

برای موفقیت در در بازار کسب و کار باید با اصول بازاریابی و فروش محصولات آشنایی داشته باشیم.کسب سود که یکی از مهمترین اهداف یک کسب و کار است٬جز با فروش محصول به مشتریان و دریافت بهای آن میسر نمی شود.

تاسیس یک کسب و کار چهار مرحله دارد:

۱)خود ارزیابی و کسب آمادگی برای ورود به عرصه کسب و کار.

۲)انجام مقدمات راه اندازی کسب و کار و انجام فعالیتهای پیش از تاسیس کسب و کار.

۳)راه اندازی کسب و کار.

۴)اداره کسب و کار.

گام نخست برای کمک به توسعه کارآفرینی٬تزریق دانش مدیریت به کسب کارهای کوچک است.چه بسیار افرادی که با انگیزه های فراوان وارد دنیای کسب و کار می شوند و کسب و کار جدیدی را راه اندازی می کنند ولی بعد از مدتی٬به دلیل ناتوانی در رقابت٬وپیدا نکردن بازار مناسب برای کالاها و خدمات خود٬با دلسردی و نا امیدی٬کسب و کار خود را تعطیل می کنند.عدم توجه به دانش مدیریت٬یکیاز عوامل اصلی شکست این افراد به شمار می آید.

رئیس خود بودن٬تحقیق ایده ها٬کسب ثروت٬رضایت درونی٬استفاده از حاصل دست رنج خود٬نارضایتی از وضع موجود٬درگیر شدن در یک موقعیت چالش برانگیز٬امنیت شغلی٬افزایش فرصتها برای اشتغال خانواده٬دلایلی هستند که هرکس ممکن است به واسطه یک یا تعدادی از این دلایل٬اقدام به راه اندازی یک کسب و کار نماید.شاید بتوان تمام این دلایل را در یک عبارت خلاصه نمود:((رسیدن به موفقیت)).

برنامه ریزی مسیر شغلی یکی از راههای رسیدن به موفقیت است.برنامه ریزی مسیر شغلی به معنای پیش بینی و انتخاب شغل برای آینده خویش است.می خواهید چه کاره شوید؟آیا میخواهید در یک سازمان دولتی یا یک شرکت خصوصی استخدام شوید و یا خود٬یک کسب و کار مستقل راه اندازی کنید؟ 

 تقسیم بندی افراد شاغل:

افراد شاغل به چهار گروه تقسیم بندی می شوند:

گروه اول کارمندان هستند که ترجیح می دهند از یک در آمد مطمئن و دائمی (هرچند کمتر از دیگران) بهره مند باشند.

گروه دوم خویش فرما هستند که رییس خود بوده و زیر بار دستورات دیگران نمی روند.

گروه سوم کارآفرینان هستند که ضمن اینکه به شدت بر حفظ استقلال خود تاکید دارند٬به دنبال راه انداختن کسب و کار بزرگترند.این افراد٬درآمد بیشتری از دو گروه پیشین خواهند داشت اما ریسک درآمدی آنهانیز بیشتر است.

گروه چهارم سرمایه گذاران هستند که در هیچکدام از گروههای ذکر شده جای نمی گیرند.این افراد معمولا سرمایه لازم برای فعالیت خویش فرمایان و کارآفرینان را فراهم میکنند و در ازای آن٬در قسمتی از سود آنها شریک می شوند.

خویش فرمایان و کارآفرینان یک ویژگی خاص دارند که آنها را از دیگر افراد جامعه متمایز می کند.این ویژگی٬یک نیروی ویژه است که آنها را به راه اندازی یک کسب و کار جدید هدایت می کند.بدون وجود این نیروی ویژه٬امکان تحقق تولید به شکل امروزی آن ممکن نیست.

زیرا با وجود همه ی عوامل تولید٬مثل نیروی کار که عرضه کنندگان آن٬گروه کارمندان هستند و سرمایه که از طرف سرمایه داران تامین می شود٬باید نیرویی وجود داشته باشد که با تحمل ریسک های بزرگ مالی و زمانی٬این عوامل تولید را به هم پیوند داده و به خلق محصولی ارزشمند بپردازد.این نیروی ویژه همان است که در ادبیات امروز اقتصاد و مدیریت٬ کارآفرینی نامیده می شود.به خاطر نقش اساسی و قدرت همین نیروست که ادعا می کنیم بدون کار آفرینی تولید وجود نخواهد داشت.

 مراحل کسب و کار:

کسب و کار از زمانی که ایده اولیه ی کسب و کار در ذهن کار آفرین شکل می گیرد تا زمانی که کارآفرین٬ایده خود را پیاده سازی کرده و یک کسب و کار را راه اندازی می کند٬چهار مرحله را پشت سر می گذارد:

۱)دوران بذرپاشی که در آن فرصت جدیدی شناسایی می شود و ایده کسب و کار شکل می گیرد.

۲)مرحله جوانی که کسب و کار رشد می کند.

۳)دوران بلوغ که در آن کسب و کار به حد نهایی ظرفیت خود در استفاده از تکنولوژی و فروش محصول می رسد.

۴)دوران افول که محصولات رقیب و جایگزین وارد بازار می شوند و اگر صاحبان کسب و کار٬تدابیر ویژه ای برای رهایی از این وضعیت و شروع مجدد کارآفرینی نیاندیشند٬کسب و کار با مشکلات بسیار جدی و حتی با ورشکستگی مواجه می شوند.

هریک از این مراحل٬نیاز به توجه ویژه دارد و روشهای مدیریتی خاص خود را می طلبد.

با توجه به مطالب فوق٬ آیا انگیزه کافی و جدیت و پشتکار لازم برای یک زندگی کاری جدید را دارید؟آیا حاضرید خود را وقف کار کنید؟ آیا می توانید هزینه راه اندازی بنگاه را فراهم نمایید؟آیا برای فروش محصولات خود تدابیری اندیشیده اید؟ آیا فرصتهای پیرامون خود را به منظور شناسایی و کسب ایده های نو رصد کرده اید؟

اگر پاسخ شما به این سوالات مثبت باشد٬بدین مفهوم است که شما آمادگی ورود به دنیای کسب و کار را دارید.در این صورت شما می توانید وارد گام بعدی یعنی ارزیابی ایده کسب و کار خود شوید.

ارزیابی ایده ی کسب و کار:

برای بررسی ایده خود٬باید به سوال های متعدد پاسخ دهید تا بتوانید آینده شغلی خود را ترسیم کنید و با افقی روشن٬وارد دنیای کسب و کار شوید.

ایده شما چیست؟این کسب و کار باید چگونه راه اندازی شود؟قرار است این ایده به کجا برسد؟اهداف شما از راه اندازی این کسب وکار چیست؟ از چه روشی می خواهید به این اهداف برسید؟برای رسیدن به این اهداف به چه چیزهایی نیاز دارید؟برنامه زمانبندی شما چگونه است؟

در صورتیکه برای سوالات بالا پاسخ قانع کننده ای داشتید٬می توانید خود را برای نوشتن طرح کسب و کار آماده کنید ولی قبل از آن بهتر است٬در مورد کسب و کار٬اطلاعات بیشتری کسب کنید.

کسب و کارها از لحاظ ماهیت شکل گیری به چند دسته تقسیم می شوند.کسب و کارهای مجازی که یکی از انواع کسب و کارهای اینترنتی است و به کسب و کاری گفته می شود که به صورت الکترونیکی و از طریق شبکه اینترنت انجام می پذیرد.راه اندازی این کسب و کارها ساده است و به سرمایه گذاری مالی اندکی نیاز دارد.ساعت کاری در کسب و کارهای اینترنتی دارای انعطاف زیادی است و این کسب و کارها با وجود کوچک بودن٬می توانند با بزرگان بازار رقابت کنند و به راحتی با مشتریان خود ارتباط داشته باشند.

یکی دیگر از انواع کسب و کارهای مجازی٬کسب و کار بدون کارخانه است.در این روش٬همان طور که از نامش پیداست کلیه قطعات مورد نیاز برای تولید یک محصول٬از واحدهای تولیدی دیگر تهیه می شود و به وسیله یک خط مونتاژ٬محصول نهایی تولید می شود.

از مزایای این نوع کسب و کار می توان به استفاده ی بهینه از تمامی امکانات تولیدی در جهت توسعه ی واحدهای اقتصادی٬کاهش هزینه های تولید در مقایسه با روش های سنتی و متداول٬انجام سریع تر چرخه های تولید در حجم بالا و هزینه کمتر اشاره کرد.

یکی دیگر از انواع کسب و کارها٬کسب و کار خانگی است که به هرنوع فعالیت اقتصادی در محل سکونت شخصی گفته می شود.در کسب و کارهای خانگی٬آزادی و استقلال عمل بیشتر است و ساعت کاری ٬ منعطف می باشد و می توان بین کار و زندگی تعادل ایجاد نمود.هزینه راه اندازی این گونه کسب و کارها پایین است و صاحب کسب و کار٬با در دست داشتن فرصت زمانی بیشتر٬می تواند زندگی خود را به دلخواه و متناسب با شرایط خانوادگی خودبرنامه ریزی کند.

یکی دیگر از انواع کسب و کارها٬کسب و کار خانوادگی است که به شرکتها٬موسسات و بنگاههایی که به وسیله ارتباطات و تعاملات خانوادگی و افراد خانواده ایجاد و مدیریت می شوند اطلاق می شود.۱۷۵ شرکت از ۵۰۰ شرکت بزرگ آمریکایی از نوع کسب و کارهای خانوادگی هستند و شرکتهای پژو٬هنکل٬بی ام و٬تتراپک و... نمونه هایی از شرکتهای بزرگ و موفق خانوادگی هستند.

ویژگیهای کارآفرینان:

کارآفرینان چه ویژگیهایی دارند؟آیا کارآفرینان با این ویژگیها متولد می شوند ویا آنها را کسب می کنند؟شناخت ویژگیهای کارآفرینان٬به عنوان افراد موفق جامعه باعث می شود که ما ویژگی های کارآفرینان را بهتر بشناسیم و با آگاهی بیشتر٬این ویژگی ها را در خود پرورش دهیم.

یکی از دانشمندان علم کارآفرینی به نام بایگرو٬ده ویژگی شخصیتی کارآفرینان را با ده واژه انگلیسی  که همگی با حرف D آغاز می شوند مشخص کرده و آنها را 10D  نامیده است:

۱) Dream یا رویا:کارآفرینان در مورد آنچه که آینده از آنها می خواهد بصیرت دارند و مهمتر اینکه٬آنها توانایی اجرا کردن رویاهای خود را دارند.

۲) Dicisiveness یا قاطعیت:کارآفرینان تعلل نمی کنند و سرعت آنها٬یک عامل کلیدی در موفقیت شان است.

۳) Doers یا اهل عمل:کارآفرینان وقتی در مورد یک کار تصمیم گیری می کنند٬آن را با حد اکثر سرعت ممکن اجرا می کنند.

۴) Determination یا عزم اراده:کارآفرینان با تعهد کامل سرمایه ی خود را اداره می کنند و به ندرت تسلیم مشکلات می شوند.

۵) Dedication یا وقف کار:کارآفرین به طور کامل خود را وقف کارشان می کنند و بدون خستگی کار میکنند.

۶) Devotion یا دلبستگی:کارآفرینان عاشق کارشان هستند و همین عشق است که آنها را در دشواریها نگه می دارد آنها را در فروش و عرضه محصولات شان موفق می کند.

۷) Details یا جزئیات:افراد کارآفرین٬از جزئیات مهم کار خود٬به خوبی اطلاع دارند.

۸) Destiny یا سرنوشت:کارآفرینان افرادی هستند که می خواهند بجای اینکه به یک کارفرما متکی باشند٬خودشان بر سرنوشت خود تسلط داشته باشند.

۹) Dollars یا پول:ثروتمند شدن انگیزه اصلی کارآفرینان نیست وپول تنها یک معیار برای ارزیابی میزان موفقیت آنهاست.

۱۰) Distribute یا توزیع:کارآفرینان٬مالکیت تشکیلات اقتصادی خود را با کارکنان مهمی که نقش کلیدی در موفقیت تشکیلات دارند٬تقسیم می کنند.

عوامل موثر در شکل گیری رفتار کارآفرینان:

علاوه بر ویژگی های شخصیتی،عوامل محیطی و پیرامونی نیز در شکل گیری رفتار کارآفرینان تاثیر دارند که مهمترین آنان عبارتند از:تجربه،الگو،تحصیلات،سن،جایگاه اجتماعی.اکثر کارآفرینان در حرفه و صنعتی که کار خود را در آن شروع می کنند،دارای تجربه قبلی هستند و تجربه قبلی آنان،تاثیر زیادی در موفقیت آنها دارند.

افرادی که در خانواده آنها یک فرد کارآفرین وجود داشته باشد،به احتمال زیاد کارآفرین خواهند شد.اگرچه تحصیلات به تنهایی نمی تواند عامل موفقیت کارآفرینان باشد،ولی کارآفرینانی که دارای تحصیلات هستند،احتمال شکست شان کمتر از کسانی است که فقط دارای تجربه بوده و فاقد تحصیلات هستند.

بررسی نشان می دهد کارآفرینان می توانند در هر گروه سنی (از نوجوانی تا پیری)وجود داشته باشند.امروز با ورود اینترنت به بازار کار و زندگی  وکسب و کار،نوجوانان و جوانان بیشتری در بین کارآفرینان حضور یافته اند.قرار نگرفتن فرد در جایگاه اجتماعی مورد انتطارش،سبب می شود تا فرد به سوی فعالیت های کارآفرینانه بر انگیخته شود.

تامین منابع مالی کسب و کار:

ورود به دنیای کسب و کار  نیازمند سرمایه است.یکی از بزرگترین چالشهای کارآفرینان و شاید مهمترین مانع آنها برای راه اندازی کسب و کار،کمبود منابع مالی برای تامین سرمایه است.کمبود سرمایه،عامل موثری در شکست بسیاری از کسب و کارهااست.به دلیل نرخ بالای ورشکستگی در کسب و کارهای جدید،موسسات مالی تمایل چندانی به اعطای وام به موسسات جدیدالتاسیس و کوچک ندارند.

کسب و کارها در دو مقطع به سرمایه نیاز دارند.اول در هنگام شروع سرمایه گذاری و دوم در هنگام تولید و بهره برداری.در مقطع سرمایه گذاری،کارآفرینان به سرمایه های بلند مدت نیاز دارند.ولی در مقطع بهره برداری،نیاز های مالی و اعتباری بنگاه،مربوط به تنطیم گردش نقدینگی مورد نیاز برای انجام پرداخت های کوتاه مدت مانند پرداخت دستمزدها،خرید قطعات و مواد اولیه،تعمیر و نگهداری ماشین آلات و تجهیزات می باشد.

کارآفرینان برای تامین سرمایه مورد نیاز خود،می توانند از دو روش سرمایه و بدهی استفاده کنند.در روش سرمایه،کارآفرینان سرمایه مورد نیاز خود را از محل آورده خود و شرکای کسب و کار تهیه می کنند.ولی در روش بدهی،کارآفرینان سرمایه مورد نیاز خود را از دیگران مثلا بستگان  یا بانک،قرض می گیرند.

به طور کلی،کارآفرینان از چند راه می توانند سرمایه مورد نیاز خود را فراهم کنند:1-تامین منابع مالی از محل منابع شخصی 2-تامین منابع مالی از طریق اخذ وام از بانک ها و موسسات مالی اعتباری،یا قرض گرفتن از دوستان و بستگان 3-تامین منابع مالی از طریق شرکا و صاحبان سهام.

منابع شخصی برای تامین منابع مالی کسب و کار از سه منبع اصلی تامین می شود که عبارتند از :خود کارآفرین٬خانواده و دوستان.معمول ترین منابع شخصی٬شامل پس انداز یا منابع حاصل از گرو گذاردن خانه یا اتومبیل شخصی می باشد که معمولا اولین راهکار کارآفرینان برای شروع کسب و کار است.تامین مالی توسط دوستان وبستگان نیز یکی دیگر از منابع معمول و رایج در تامین مالی یک فعالیت اقتصادی جدید می باشد.

یکی دیگر از روشهای تامین منابع مالی طرح٬از طریق بدهی یا اخذ وام از بانکها یا موسسات مالی یا قرض گرفتن از دوستان و آشنایان است.اگرچه تامین سرمایه از طریق بدهی و استقراض٬باعث می شود مالکیت شرکت در انحصار خود کار آفرین بماند٬ولی چون منابع قرض گرفته شده٬می بایست در سررسید های مشخصی باز پرداخت شود و در صورت عدم بازپرداخت به موقع اقساط٬شرکت با خسارتهای زیادی از جنبه مالی و اعتباری مواجه خواهد شد٬لذا استفاده از این روش از ریسک بالایی برخوردار است.

بانکها از جمله موسساتی هستند که بیشترین تعداد و متنوع ترین وام ها را در اختیار کارآفرینان قرار می دهند.بانکها به شرکتهای در حال فعالیت (در مقایسه با شرکتهای نوپا که ریسک بالایی هم دارند)تسهیلات بیشتری اعطا می کنند.

بانکها در قالب عقود مختلف اسلامی مانند٬قرض الحسنه٬فروش اقساطی٬سَلَف٬اجاره به شرط تملیک٬جّعاله٬مّزارعه٬مّساقات٬مشارکت مدنی و مضاربه وام می دهند.آشنایی کارآفرینان با هریک از عقود بانکی٬به نحوه تصمیم گیری کارآفرینان در هنگام استفاده از تسهیلات بانکی٬کمک زیادی خواهد نمود.

علاوه بر بانکها٬صندوقها و موسسات حمایتی نیز به شرکتهای نوپا و افراد خلاق کمک می کنند.این کمکها به صورت بلاعوض یا در قالب وام با بهره پایین و دوره بازپرداخت بلند مدت٬در اختیار کارآفرینان قرار می گیرد.تعدادی از این مراکز عبارتند از:صندوق مهر امام رضا٬دفتر همکاری فناوری ریاست جمهوری٬صندوق حمایت از تحقیقات و توسعه صنایع الکترونیک٬شرکت گسترش کارآفرینی ایران وابسته به سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران٬صندوق تحقیقات و توسعه صنایع و معادن.

شرکای تجاری نیز یکی از منابع تامین سرمایه هستند.

یک کارآفرین می تواند برای گسترش کسب و کار خود و تامین سرمایه مورد نیاز٬شریک انتخاب کند.شراکت باید در قالب یک قرارداد دقیق و مشخص باشد و تعهدات هر یک از طرفین کاملا در آن مشخص شده باشد.

البته این شراکت بهتر است شکل حقوقی به خود بگیرد.بسته به تعداد شرکا و میزان اعتماد که بین آنها وجود دارد٬یکی از شرکتهای سهامی خاص٬مسئولیت محدود٬تضامنی٬نسبی٬مختلط سهامی و یا تعونی را می توان بعنوان ماهیت حقوقی کسب و کار انتخاب نمود.هریک از این شرکتها تعهدات خاصی را برای شرکا ایجاد می کنند.

مثلا در شرکت با مسئولیت محدود٬مسئولیت هریک از شرکا فقط محدود به سرمایه ای است که در هنگام راه اندازی شرکت٬ثبت کرده اند.در شرکتهای تعاونی٬هریک از شرکا صرف نظر از میزان سرمایه٬دارای یک حق رای می باشند و همه تصمیمات شرکت٬به صورت جمعی گرفته می شود.

طرح کسب و کار:

بعد از صحبت در مورد روشهای تامین منابع٬نوبت به یکی از پیش نیازهای مهم برای شروع یک کیب و کار٬یعنی طرح کسب و کار می رسد.«طرح کسب و کار»یا طرح تجاری سند مکتوبی است که جزئیات یک کسب و کار را مشخص می کند.طرح کسب و کار نقشه ای برای موفقیتدر کسب و کار است و تصویر روشنی از کسب و کار را ترسیم می کند.

طرح کسب و کار٬مهمترین سند نوشته شده ای است که تمام جنبه های مختلف کسب و کار را پیش از راه اندازی آن بررسی می کند و حاوی برنامه های کاربردی مانند برنامه مالی٬برنامه عملیاتی٬برنامه تولیدی٬برنامه بازار یابی و ساختار سازمانی است.

در طرح کسب و کار٬بازار هدف٬تحلیل و شناسایی می شود.اندازه بازار و سهم رقبا مشخص می گردد.نقاط ضعف و قوت شرکت معلوم می شود و فرصت ها و تهدیدهایی که ممکن است برای کسب و کار ما وجود داشته باشد٬شناسایی شده و تمهیدات لازم برای استفاده از فرصتها و مقابله با تهدیدات پیش بینی می شود.در اینجا باید بگوییم٬بعد از تجربه٬مهمترین عامل در موفقیت یک کسب و کار٬داشتن یک طرح کسب و کار دقیق و منسجم است.

یکی دیگر از مواردی که در موفقیت کارآفرینان موثر است٬توجه به مدل و روش راه اندازی کسب و کار می باشد.یکی از روشهای راه اندازی کسب و کار (خرید کسب و کار)از یک کارآفرین دیگر است.از آنجایی که در این حالت٬کسب و کار از صفر شروع نشده است٬برای راه اندازی کسب و کار به سرمایه کمتری نیاز است.

یکی دیگر از روشهای راه اندازی کسب و کار٬اخذ نمایندگی از یک شرکت و عرضه محصولات آن شرکت با همان ویژگی و همان آرم و همان نشان است.در خرید یک کسب و کار٬تمام سیاست گذاریها و مدیریت فعالیت شرکت٬بر عهده شرکتی است که کسب و کار را خریداری کرده است ولی در روش نمایندگی٬سیاست گذاری و مدیریت بر عهده شرکت مادری است که نمایندگی خود را به شرکتهای دیگر واگذار کرده است.حتی نیروی انسانی جدید٬قبل از استخدام٬به شرکت مادر مراجعه می کند و مطابق با استانداردهای مورد نظر شرکت مادر٬آموزش می بیند.نمایندگی بیمه٬نمایندگی محصولات ال جی ٬نمایندگی انواع فست فودها نمونه هایی از نمایندگی در ایران می باشند.

روشهای دیگر راه اندازی یک کسب و کار٬شروع کسب و کار از صفر است.در این حالت تمام مراحل شروع٬طراحی و راه اندازی کسب و کار توسط خود کارآفرین انجام می شود.شروع کسب و کار از صفر٬به سه صورت انفرادی٬شراکتی و یا شرکتی می تواند صورت پذیرد.در حالت انفرادی فرد به تنهایی کسب و مار خود را راه اندازی می کند.در این حالت کسب و کار جدا از مالکیت نیست و تمام بدهی ها و تعهدات٬به عهده مالک کسب و کار است.

از ویژگی های این روش می توان به شکل گیری آسان کسب و کار٬مالکیت فردی٬استقلال و انعطاف در تصمیم گیری و کنترل اشاره نمود.البته کسب و کارهای انفرادی به دلیل عدم حمایت های دولتی و دسترسی محدود به منابع مالی بانکها و موسسات اعتباری٬مورد استقبال کارآفرینان قرار نگرفته است.

شراکت زمانی شکل می گیرد که افراد به صورت سنتی با هم شروع به فعالیت می کنند.شراکت٬در واقع همان شرکت٬ولی در قالب غیر رسمی آن است.در مالکیت انفرادی و شراکت٬ما با یک شخصیت حقیقی سر و کار داریم نه یک شخصیت حقوقی.ویژگی اصلی شرکتها٬داشتن شخصیت حقوقی است که امکان پیگیری بهتر و شفاف تر فعالیت های کسب و کار را فراهم می سازد.

بر اساس قانون تجارت٬شرکتهای تجاری به هفت دسته تقسیم می شوند:

۱- شرکتهای سهامی (عام و خاص).

۲- شرکتهای سهامی با مسئولیت محدود.

۳- شرکت تضامنی.

۴- شرکت مختلط غیر سهامی.

۵- شرکت مختلط سهامی.

۶- شرکت نسبی.

۷- شرکت تعاونی تولید و مصرف.

آگاهی به مسائل مالیاتی و بیمه ای:

یکی دیگر از مسائل بسیار مهم جهت آمادگی برای ورود به بازار کسب و کار٬آگاهی به مسائل مالیاتی و بیمه ای است.سازمان امور مالیاتی و سازمان تامین اجتماعی دو سازمان هستند که بنگاه ها از زمان پیدایش تا زمان انحلال٬با این دو سازمان مهم٬ارتباط تنگاتنگ دارند.

بسیاری از کارآفرینان به علت عدم آشنایی به با قوانین مالیاتی و بیمه ای و کوچک انگاشتن آنها٬متحمل خسارت و جرائم سنگینی می شوند.آنچه یک کارآفرین باید در مورد قوانین کار و تامین اجتماعی و قوانین مالیاتی بداند در مباحث بعدی اشاره می شود.

آشنایی با مفاهیم فروش و بازاریابی:

یکی دیگر از مقدمات بسیار مهم در راه اندازی یک کسب و کار٬آشنایی با مفاهیم فروش و بازاریابی و داشتن تجربه و تبحر لازم در امر فروشندگی است.در دنیای امروز٬خریداران برای تصمیم گیری در فرایند خرید٬با سوالات و ابهامات بسیاری روبرو هستند.

تنوع کالاها و محصولات مختلف باعث شده است مشتریان با حق انتخاب های فراوانی مواجه باشند.از سوی دیگر٬شرکتها دریافته اند که هزینه جذب مشتریان جدید٬پنج برابر هزینه جذب مشتریان کنونی است و از دست دادن یک مشتری٬تنها از دست دادن یک قلم فروش نیست٬بلکه فراتر از آن٬به معنای از دست دادن کل جریان خریدهایی است که مشتری می توانسته است در طول زندگی داشته باشد.

برای ورود به بازار کسب و کار٬باید اطلاعات جامعی در مورد نوع بازار٬رقبا٬مشتریان و شرایط اقتصادی٬سیاسی و فرهنگی جامعه کسب کنیم.تصمیم گیری در مورد بازارهای هدف٬شناخت نیازها و خواسته های بازار هدف٬توسعه کالاها و خدمات برای برآوردن نیاز این بازارها٬تکامل استراتژی های بازار یابی برای جذب مشتریان جدید٬برآوردن نیاز مشتریان به صورت سریع و بهتر از رقبا٬شناخت مشتری و یافتن پاسخ این سوالات که مشتری چرا باید از ما خرید کند؟نیاز مشتری چیست؟رقبای ما چه کسانی هستند و چه توانایی ها و قابلیت هایی دارند؟شرکت ما چه توانمندی ها و قوت هایی دارد؟چه فرصتها و تهدید هایی پیش روی ما قرار دارد؟تمایز کالا و خدمات شرکت نسبت به کالاها و خدمات رقبا چیست؟یافتن پاسخ صحیح به این سوالات تاثیر به سزایی در موفقیت کسب و کار دارد.

دانش بازار یابی ما را در یافتن پاسخ این سوالات و شناخت بیشتر بازار و عوامل آن یاری می دهد.